العلامة المجلسي

14

حق اليقين ( فارسى )

فصل دوم آنكه حقتعالى قديم و ازلى و ابديست و عدم بر او محال است هميشه بوده است و خواهد بود زيرا كه اگر حادث باشد و عدم و فنا بر او روا باشد هرآينه محتاج بصانع ديگر خواهد بود و واجب الوجود و صانع عالم نخواهد بود و بايد دانست كه وجود او واجب است و لازم ذات اوست و محالست كه از او منفك شود و جميع ارباب ملل مختلفه اتفاق كرده‌اند بر آنكه او كامل من جميع الجهات است و عجز و نقص و فنا بر او محال است . فصل سيم آنكه حقتعالى قادر مختار است و هيچ ممكن از تحت قدرت او بيرون نيست و چنان نيست كه زياده بر آنچه آفريده است نتواند آفريد بلكه مصلحت در خلق اينها بوده و اگر خواهد اضعاف آنچه را آفريده است از آسمان و زمين و غير اينها ايجاد مىتواند كرد و اگر خواهد جميع اشياء را معدوم مىتواند كرد و فاعل مختار است و آنچه كند باراده و اختيار مىكند و مجبور نيست در كارها و چنان نيست كه تأثير او در اشياء بدون ارادهء او باشد مانند سوختن آتش و هر ممكن را كه ارادهء حقتعالى بايجاد او تعلق گيرد البته موجود مىشود چنانچه خود فرموده است كه إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ و اين منافات ندارد با آنكه ارادهء حقتعالى تعلق بامور قبيحه نگيرد و يك دليل بر اين مضامين آنست كه مذكور شد كه اتفاق كرده‌اند ارباب عقول باقوال مختلفه بر آنكه عجز و نقص بر صانع عالم روا نيست و چنين امرى يا بديهى است يا نظرى است كه در مقدماتش راه شبهه نيست . فصل چهارم آنكه خداوند عالم عالمست بهر معلومى و تغييرى در علم او نيست و علم او باشياء پيش از وجود آنها تفاوت ندارد با علم او بعد از وجود آنها و در اول ميدانست آنچه در ابد الآباد بهم ميرسد و جميع اشياء مانند ذرات هوا و قطرات درياها و عدد مثقال كوهها و برگ درختان و ريگ بيابان و نفسهاى جانوران نزد علم او هويداست زيرا كه خالق همه چيز اوست يا بواسطه يا بىواسطه و هر كه باراده و اختيار و از روى حكمت چيزى را آفريند البته به آن چيز و صفات و آثار آن علم دارد باندك تأملى اين مقدمه